رونمایی از ترجمۀ لیکوهای جنوب کرمان در کانادا
رونمایی از کتاب «نجواهای واحه: سراب شاعرانۀ لیکو»، دربارۀ لیکوهای جنوب کرمان در تورنتوی کانادا موجب شد تا اهمیت فرهنگ و ادبیات این منطقه از کشورمان مورد توجه قرار بگیرد.

این مراسم روز جمعه 21 جون، برابر اول تیرماه به کوشش بنیاد زاگرس و با حضور دکتر مهدی گنجوی، مترجم کتاب، و پیام ویدئویی منصور علیمرادی، محقق فرهنگ رودبار و گردآورندۀ لیکوهای رودبار، برگزار شد.
به گزارش خبر سبزواران ، در ابتدای این مراسم تعدادی از ترجمههای فارسی لیکوهای رودبار دکلمه شد، و در ادامه منصور علیمرادی، از طریق پیام ویدئویی، دربارۀ گردآوری لیکوها و دو کتابی که در این باره منتشر کرده، صحبت کرد.
علیمرادی شاعر و نویسندۀ مطرح جنوب کرمان، در این پیام از تاریخچۀ تحقیق دربارۀ لیکو در ایران به اختصار مطالبی بیان کرد. وی از شروع آشنایی خودش با لیکو و شیوۀ ضبط و مستند کردن آنها و تاثیری که بر بازیابی و احیای این سنت در منطقه داشته است توضیح داد. متن کامل این سخنرانی را در خبری که لینک آن را در ادامۀ این گزارش آوردهایم بخوانید.
در این مراسم، مهدی گنجوی دربارۀ لیکو، فرم، زبان و اهمیت آن سخنرانی کرد. این سخنرانی با تصاویر مهدی میرزایی از منطقۀ رودبارزمین و همچنین نمونۀ لیکوخوانی از منصور علیمرادی و یک اجرای لیکو توسط علیجان از لیکوخوانهای چاه کیجی تکمیل شد.
این نویسنده و پژوهشگر در ادامه، دربارۀ دلایل کمتوجهی به سنتهای ادب شفاهی در تاریخنگاری رسمی ادبیات ایران توضیح داد. وی با اشاره به گونههای مختلف و متعدد بومیسرودها که در گسترۀ فلات ایران به زبانهای مختلف بلوچی، رودباری، کردی، آذربایجانی، گیلانی، لری و زبانهای متعدد دیگر سروده میشوند، بر لزوم بازنگری در تاریخ ادبیات ایران برای معرفی و جایگاهبخشی به این گونههای ادبی تاکید کرد.
در ادامۀ این جلسه، محمدعلی بلوچ، محقق ادبیات بلوچ، چند لیکوی بلوچی در جمع خواند و از تجربۀ خود از لیکوخوانی و فرهنگ آن در سرحد و مکران صحبت کرد. یاریجان، موزیسین بلوچِ ایرانیِ ساکن کانادا نیز چند لیکوی بلوچی را برای حاضرین اجرا کرد.
شایان ذکر است، «نجواهای واحه: سراب شاعرانۀ لیکو»، توسط انتشارات آسمانا به انگلیسی منتشر شده است. این کتاب محصول همکاری منصور علیمرادی (مردمشناس و شاعر)، مهدی گنجوی (شاعر و محقق دوزبانه) و امین فاطمی (پژوهشگر ادبیات انگلیسی ـ ایرلندی) است.
در این اثر 100 لیکوی جمعآوری شده از منطقۀ رودبارزمین در جنوب کرمان، به زبان اصلی رودباری همراه با ترجمههای انگلیسی و فارسی آنها درج شده است. مهدی گنجوی (مدرس دانشگاه تورنتو) مقدمهای توصیفی و تحلیلی بر کتاب نوشته و در آن دربارۀ این سنت شعر هجایی گزارش داده و به این بهانه از سنتهای شعر هجایی در فلات ایران، دلایل تاریخی حاشیهای ماندن آنها، و نیاز به معرفی آنها برای مخاطبان جهانی نوشته است.

گنجوی همچنین در صفحۀ شخصی خود دربارۀ این کتاب نوشته است: «این کتاب در سطحی علمی در ادامۀ کوششهایم برای بازبینی و گسترده کردن کانونهای ادبیات در ایران است و در سطحی فردی، محصول عشق و علاقۀ ما سه نفر به کرمان، فرهنگ هلیلرود، مردم آن سرزمین و گوناگونی فرهنگی و زبانی آنها است. امید که خدمتی باشد به شناسایی بینالمللی و آشنایی بیشتر با این سنت شعر هجایی -که گیراییاش حیرتانگیز و یادآور برخی فرازها در هایکوست ـ و تلاشی باشد برای وسیعتر کردن مفهوم و مصادیق ادبیات ایران در سطح جهانی».
گنجوی در مقدمۀ خود بر این کتاب، ترجمۀ لیکوها را خدمتی در راستای معرفی گسترۀ شعر ایران به خوانندگان انگلیسیزبان معرفی کرده است تا شناخت جهانیان از ادبیات ایران به ادبیات فارسی محدود نباشد.
ترجمههای گنجوی و امین فاطمی از لیکوهای رودبار پیش از این در نشریات انگلیسیزبانی چون Assymptote و Modern Poetry in Translation نیز منتشر شده و براساس این ترجمهها تعدادی از لیکوها به زبان بنگالی نیز ترجمه شده و با استقبال مواجه شدهاند.
در این مراسم که در تورنتوی کانادا برگزار شد، منصور علیمرادی به اهمیت لیکوهای جنوب کرمان و کاری که او برای جمعآوری این نوع شعر بومی انجام داده است به اختصار توضیح داد.
متن کامل سخنان منصور علیمرادی :
باعث افتخار بنده است که در همین مجال مجازی در خدمت شما هستم. قدردان مهربانیها و محبتهای دوست عزیزم آقای دکتر مهدی گنجوی هستم که برای فرهنگ و ادبیات سرزمینشان زحمات زیادی را متحمل شدند.
برای اینکه دربارۀ لیکوها و شیوۀ جمعآوری آنها صحبت کنم تا جایی که خاطرم هست، در اواخر دهۀ 70 مقالهای دربارۀ لیکوها نوشتم که اولین مقاله با این موضوع در ایران بود و تا آن زمان کسی به لیکوها نپرداخته بود.
بعدها متوجه شدم قبل از آن، دکتر اسدالله شعور فرهنگپژوه بزرگ افغانستان که تبار بلوچ داشت، یک یادداشت و متن در اوایل دهۀ 50 دربارۀ لیکوهای کوتاه نوشته بودند. بعد از آن جایی ندیدم دربارۀ لیکوها صحبتی شده باشد و یا ذکری از آنها رفته باشد.
وقتی با این شعر آشنا شدم دیدم که چقدر حیرتآور، جادویی و شگفتانگیز است. هرچه جلوتر رفتم، و به ساخت، روایت و تکنیک این نوعِ ادبی دقیق شدم، مشتاقتر شدم؛ و نهایتا تصمیم گرفتم تا جایی که توان دارم اینها را ثبت و ضبط کنم.
من سالها روی فرهنگ کرانههای هلیلرود، فرهنگ و ادب شفاهی، عادات و آداب مردمی آن کار میکردم که یکی از انواع ادب شفاهی همین لیکوها بودند.
سرزمین حوزۀ هلیلرود بهلحاظ تنوع در اقلیم و زبان، گویش و فرهنگ سرزمینهای عجیب و غریبی است.
در حال حاضر 8 شهرستان بر کرانههای رود باستانی هلیلرود داریم که
زبان، فرهنگ، پوشش و گویش این شهرها تا حد زیادی متنوع و متفاوت است.
ما در آنجا چندین زبان و تعداد زیادی گویش و لهجه داریم. چه در نواحی سردسیر و کوهستانی منطقۀ شمال جیرفت و شرق رودبارزمین، و چه در نواحی بیابانی و جلگهای.
لیکوها به همۀ زبانهایی که در نواحی جلگهای رواج دارند گفته میشود. یعنی لیکوهای بلوچی، رودباری، بشاگردی و نواحی شرق هرمزگان داریم.
بعدها بر اساس پژوهشهایی که روی لیکوها داشتم، دو کتاب لیکوهای یک و دو را نوشتم که از آنها استقبال زیادی شد. بعد از کتاب یک، که در آن روی لیکوی رودباری کار کرده بودم، متوجه شدم که ما لیکوی کوتاه 5 هجایی بلوچی هم داریم که به نسبت لیکوی 10 هجایی و لیکوی سرحدی، رواج کمتری دارد. بنابراین، روی آن بخش هم کار کردم و دیدم که این حوزه نیز حوزۀ شگفتی در لیکوهای 5 هجایی است و بعدها متوجه شدم که نوع بشاگردی نیز بهنوعی حیرتانگیز است.
تا جایی که امکان داشت از طریق مردم، محلیها و بومیها، لیکوها را ثبت و ضبط میکردم و آن دوران با زمانی مصادف بود که موسیقی و ادب شفاهی رو به افول میرفت و کسی به این حوزهها توجهی نمیکرد و لیکوخوانها دیگر مانند روزگار قدیم به سراغ این مقام و حوزۀ موسیقیایی نمیرفتند.
بعد از آنکه دو کتابام چاپ شد و مطبوعات و رسانهها به آنها پرداختند، مردم مجددا برگشتند و لیکو در حوزۀ فرهنگ نوشتاری و کتبی قرار گرفت.
در آن زمان، از نواحی بشاگردی تا بلوچی و تا نواحی جلگهای جنوب کرمان تا جایی که امکان داشت به مناطق مختلف سفر میکردم و لیکوها را جمعآوری میکردم.
موضوعی که خیلی به من کمک کرد، نوارهای کاستی بود که بهدلیل جمع شدن ضبط صوتها، کمتر امکان پیدا کردن آنها وجود داشت؛ اما از جاهای مختلف آنها را پیدا کردم، این شعرها پیاده شدند، آنها را انتخاب کردم و بخشی از آنها در دو کتاب یاد شده چاپ شد و عمدۀ این شعرها در لیکوهای سه که پژوهش جامعی، هم به لحاظ تحقیق میدانی و هم کتابخانهای است انشاءالله چاپ خواهد شد.
در این کتاب، یک مقدمۀ 100 صفحهای نوشتهام که به شعر هجایی ایران از آغاز تا به امروز میپردازم، و روی این مقاله خیلی زحمت کشیدهام.
بعد از این کارها بود که لیکوخوانی در نواحی جنوبی دوباره زنده شد، رونق گرفت و خیلی از شاعران آن نواحی و اقلیمها سراغ نوشتن لیکو رفتند.
اکنون خیلی خوشحالم که به لطف دوست نازنینم دکتر مهدی گنجوی عزیز و آقای امین فاطمی این کتابها ترجمه شدهاند. یک نمونۀ آن همین کتابی است که احتمالا شما خواندید یا خواهید خواند و میدانم که آقای دکتر گنجوی زحمت زیادی برای این کار متحمل شدند، و خدا را شکر که این کتاب به شایستگی چاپ و منتشر شده، و از این بابت قدردان محبتهای ایشان هستم.
امیدوارم در یک مجال واقعی که در کنار هم باشیم، بنشینیم و دربارۀ این نوع ادبی باستانی ایرانی که در تمام ادبیات دنیا بیبدیل و بینظیر است، و شعری به این کوتاهی و شگفتی نداریم، صحبت کنیم.

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.